این زندگی ای نبود که انتظارش رو داشتم الان مامانم در چه حال بود؟ کی باورش میشد تبسم بچه ننه از خونه فرار کرده باشه؟ از ترس به خودم میپیچیدم و هق میزدم اگه به حرف ساحل گوش نمیکردم الان لازم نبود در به در باشم
امشب رو اینجا بگذرونم فردا رو چیکار کنم؟ پس فردا رو چی؟ با هزار فکر رو خیال سرم رو روی نیمکت گذاشتم چشم هام گرم نشده
بود که یکی گفت:
به به دختر به این قشنگی تو پارک چه میکونه این وقت شب؟
هراسون نگاهی بهش کردم و سیخ نشستم از این ولگردهای خیابون بود خدا بهم رحم کنه آروم کیفم رو برداشتم همین که خواستم فرار کنم موهام رو از پشت توی مشت کثیفش گرفت از درد چشم هام سیاهی رفت با لرزش صدا جیغ زدم
ولم كن ولم كن عوضی
کجا کجا؟ تازه داشتیم آشنا میشدیم.
محکم با دستم توی شکمش زدم و رو سرویس بهداشتی بانوان
دویدم دیگه اون نزدیک ها هیچ جایی نبود
وارد یکی از سرویسها شدم و در رو قفل کرد بی پروا وارد شد و محکم به درها زد و با لحن مسخره ای گفت
بیا بیرون خشکله کاریت ندارم