خلاصه کتاب:
مثل صحنهای از یک فیلم تاریک، نگاهت مرا به سمت آغوشی کشاند که پایانش جز سقوط نبود. در زمان متوقفشده، بیهدف افتادم. هر لحظه، بیشتر در باتلاقی فرو میرفتم که نامش تو بودی. و آغوشت، مثل پردهی آخر، مرا بلعید. نمیدانم چگونه نقش قربانی را بازی کردم، بیآنکه بفهمم.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سربوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.