خلاصه کتاب:
مثل صحنهای از یک فیلم تاریک، نگاهت مرا به سمت آغوشی کشاند که پایانش جز سقوط نبود. در زمان متوقفشده، بیهدف افتادم. هر لحظه، بیشتر در باتلاقی فرو میرفتم که نامش تو بودی. و آغوشت، مثل پردهی آخر، مرا بلعید. نمیدانم چگونه نقش قربانی را بازی کردم، بیآنکه بفهمم.
خلاصه کتاب:
گوهر، زنی در آستانهی میانسالی، پس از فوت همسرش در فضای مجازی با پسری جوان آشنا میشود. محبتندیده و آسیبپذیر، به سرعت به او دل میبندد. اما وقتی شاهرخ به دختر گوهر علاقهمند میشود، گوهر درمییابد که اعتماد بیجا میتواند بهای سنگینی داشته باشد.
خلاصه کتاب:
هنوز باورم نمیشه که اون شب، لحظهای کوتاه، نقطهی شروع مسیری بود که منو به جولین رسوند. مردی با حضوری خاص، که مهربونیهاش دل رو میلرزونه و سکوتهاش پر از حرفه.
خلاصه کتاب:
همتا، دختری سادهدل، با مردی به نام حسام که دچار مشکلات روانی و رفتاری است ازدواج میکند، اما در شب نخست ازدواجشان رخدادی غیرمنتظره اتفاق میافتد که...
💧چکیده
👇👇👇
میگویند آدمهای مهربان بیشتر از هر شخص دیگری آسیبپذیرتر هستند. رمان روایتگر دختری است که طی یک ماه، آن همه فراز و نشیبهای سخت و طاقتفرسا منجر به یک جرقه و یک تغییر در صفحات کتاب زندگیاش میشود. شروعی که نمایانگر دلی مهربان به سوی نفرت و زندگی سخت برای دیگران است. با گذشت سالها آتش زیر خاکستر انتقام دامن چه کسانی را میگیرد؟ بازی شروع میشود! کیش و مات کردن با چه کسانی هست؟! برنده این بازی چهکسی خواهد بود!؟
📖 نام این اثر: #دره_سیاهی
🖋نگارنده :#ف_ب_آسایش
📝 سبک: #عاشقانه_هیجانی
🗒 برگه :156
_ - _ - _ _ - _ - _
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سربوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.