خلاصه کتاب:
ورود به ایران برای آریانا چیزی جز ملاقاتی کوتاه با پدرش نبود، اما خیلی زود تبدیل به یک کابوس شد. در نبردی میان عدالت و جرم، میان پلیس و مافیا، او ناخواسته هدف قرار میگیرد. حالا تنها یک سؤال باقی میماند—چگونه از این مخمصه زنده بیرون بیاید؟
خلاصه کتاب:
هنوز باورم نمیشه که اون شب، لحظهای کوتاه، نقطهی شروع مسیری بود که منو به جولین رسوند. مردی با حضوری خاص، که مهربونیهاش دل رو میلرزونه و سکوتهاش پر از حرفه.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سربوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.